|
اهای آدما..... آهای آشنا... یکی تو این سرزمین هست جواب سوالای منو بده بهم بگه چرا اخه چرا ...... چرا اونی که بهت مییگفت دوست داره حالا باید با تموم وجود حس کنی که دوست نداره. چرا وقتی با همه ی گذشتش ساختی و گذشته اونو نادیده گرفتی حالا باید به قلبت پشت پا بزنه؟ آخه خدایا من چه گناهی کردم که باید حرفایی که هیچ وقت فکرشو نمیکردم از عزیزترین و بهترین کسی که دوسش دارم بشنوم مگه دوسم نداشت مگه نگفت تا آخر با من میمونه مگه آدم با بزرگ شدن گذشته و خاطره هاش یادش میره؟ خدا!!!!!!!!! دلگیرم ازت از همه دلگیرم از اونی که تورو به من داد و حالا تو داری با حرفات عذابم میدی دلگیرم از دست خودمم دلگیرم میرم و کوله بارم رو واسه همیشه میبندم میرم و این اخرین حرف من است
رو سنگ قبرم بنویس :کبوتر شد ورفت زیر باران غزلی خواند و دلش تر شد ورفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پرشد و رفت هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد دختری ساده که یکروز کبوتر شد و رفت
باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزو های سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید بازهم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور بازبلبل نغمه خوان باز اسپند و گلاب باز آن سودای ناب باز تکرار دعا باز نوروز سعید باز هم لاله عشق باز هم سال جدید خنده و بیم و امید عزیزم پیشاپیش عیدت مبارک
این اولین عید من و تو دارم لحظه شماری میکنم واسه اون لحظه لحظه سال تحویل که من و تو کنار هم باشیم و برای اولین بار بگم عزیزم عیدت مبارک
این آپم فقط به خاطر تو...........تو......... مردم از درد و نمیایی به بالینم هنوز مرگ خود میبینم و رویت نمیبینم هنوز بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم شمع را نازم که میگرید به بالینم هنوز آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت غم نمیگردد جدا از جان مسکینم هنوز روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم گل به دامن میفشاند اشک خونینم هنوز گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند صبحدم خوابید و من در خواب نوشینم هنوز دگر این جانم برید از غم و اندوه و مضاح زدنیا رخت بر بستم و اوی نیامده هنوز
یکی از بهترین روزهای دنیا یعنی ولنتاین رو به همتون تبریک میگم
فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم
یک اتاق باشه گرم گرم...روشنه روشن...تو باشی...منم باشم...کف اتاق سنگ باشه...سنگ سفید... تو منو بغل کنی که نترسم...که سردم نشه.که نلرزم...اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار...پاهاتم دراز کردی... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم.با پاهات محکم منو گرفتی.دوتا دستتو دورم حلقه کردی... بهت میگم چشماتو میبندی؟میگی آره.بعد چشماتو میبندی... بهت میگم برام قصه میگی تو گوشم؟ میگی آره بعد شروع میکنی تو گوشم به قصه گفتن.یه عالمه قصه طولانی وبلند که هیچ وقت تموم نمیشن... میدونی؟میخوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپم.یه حرکت سریع.یه ضربه عمیق.بلدی که؟... ولی تو که نمیدونی میخوام رگمو بزنم...تو که چشماتو بستی...نمیدونی من تیغ رو از جیبم در میارم...نمیبینی که سریع میبرم...نمیبینی که خون فواره میزنه رو سنگهای سفید... نمیبینی که دستم میسوزه و لبمو گاز میگیرم که نگم آخ...که تو چشماتو باز نکنی...منو نبینی... توداری قصه میگی...دستمو میزارم رو زانوم...خون میاد از دستم میریزه رو زانوم واز زانوم میریزه رو سنگا... قشنگه مسیر حرکتش.حیف که چشمات بستست که نمیتونی ببینی. تو بغلم کردی...میبینی که سردم شده...محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم...میبینی هرچی بیشر بغلم میکنی سردتر میشم...میبینی دیگه نفس نمیکشم...چشماتو باز میکنی و میبینی من مردم...میدونی؟من میترسیدم خودمو بکشم...از سرد شدن...از تنهایی مردن...وقتی تو منو بغلم کردی دیگه نترسیدم...مردن خوب بود...آروم آروم...گریه نکن دیگه...من که دیگه نیستم چشماتو ببوسم و بگم خوشگل شدیا...بعدش تو همونجوری وسط گریه ها بخندی... گریه نکن دیگه خوب؟دلم میشکنه...دل روح نازکه...نشکونش خوب؟؟
نمیدونم تا حالا شده عزیزی از دستتون ناراحت باشه و شما ندونید حتی چرا؟ خیلی بده که : ندونی واس چی رفتارش عوض شده ندونی چرا دلش نمیخواد باهات صحبت کنه چرا رو چیزایی که واست ارزش داره پا میزاره چرا با بی میلی جوابتو میده خیلی بده ،خیلی سخته اون وقته که تموم دنیا رو سرت خراب میشه اون وقته که هزار تا فکر میاد تو سرت اون وقته که به دوست داشتناش شک میکنی اون وقته که دلت میخواد اخرین روز عمرت باشه گفتن این حرفام سخته یه لحظه فقط یه لحظه خودتو جای من بزار ببین اگه من اینطوری باهات رفتار کنم چه حسی بهت دست میده ..... نزار بشکنم عشقم نزار
زیباترین نگاه، نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود زیباترین اعترافم عشق تو بود
کاش می شد در زمان عاشقی عشق را در هر کجا فریاد زد درمیان گیر دار زندگی لحظه ها را یک به یک احساس داد کاش می شد در شمار لحظه ها عشق بی قید و قفس را یافت کرد در حضور گرم و پرشور دو دست لذت با هم شدن را یاد کرد کاش می شد در کنار یکدگر از حصار این مکان آزاد شد در کنار جاده های بی کسی عطر زیبای من تو ما شدن را یافت کرد کاش می شد در دل مرداب غم شادی یک دل شدن را داد زد بر در دیواره های قلبمان عکس عشقی جاودان راقاب کرد کاش می شد.............................. کاش میشد
گفتی مرا دوست نداری گله ای نیست بین من وعشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم کمی صبر کن گوش به من کن گفتی نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر از چلچه ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسلئه ای نیست
بوسه................ بوسه یعنی عشق در ....
...من همونم که همیشه... ...غم وغصم بی شماره... ...اونیکه تنها ترین... ... حتی سایه ام نداره... ...این منم که خوبیامو... ...کسی هرگز نشناخته... ...اونکه در راه رفاقت... ...همه هستی شو باخته... ...هر رفیق راهی با من... ...دوسه روزی همسفر بود... ...ادعای هر رفاقت... ... واسه من چه زودگذربود... ...هر کی بازمزمه عشق... ... دو سه روزی عاشقم شد... ... عشق اون باعث زجر... ...همه دقایقم شد... ...اونکه عاشق بود عمری... ... ز جدا شدن می ترسید... ...همه هراس وترسش... ... به دروغش نمی ارزید... ... چه اثرازاین صداقت... ... چه ثمرازاین نجا بت... ... وقتی قد سرسوزن... ... به وفا نکردیم عادت هر چقدر از این شعر خوشتون اومد بگید چون مال خودمه
تو گل سرخ منی ، تو گل یاس منی ، تو مثل شبنم پاک سحری ، نه ، از آن پاکتری نمی خواهم بگویم دوستت دارم، میخواهم بدانی دوستت دارم. ای بی انتها در عشق بمان با من در لحظه لحظه ی زندگیم تا ابد تک چراغ روشنی قلبم تو هستی و خواهی ماند. عاشقان دیوانگان خوشبختی هستند که در آتش جنون خود می سوزند و لب از لب بر نمی دارند. عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذّت می برد هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده تا نشکنه ! ولی می تونه به دلش یاد بده تا که وقتی شکست لبه تیزش دست کسی رو نبره.
اگه میخواین عشقتونو ب ی نفر ابراز کنید حتما بخونین
نظر یادت نره ها مگر نه ..................... مگر نه .................. هیچی کاری نمیتونم بکنم اما تو نظرتو بده
میدونین واستادن زیر شر شر بارون اونم وقتی دلت از تنهایی پره و غصه داری خیلی میچسبه من امتحان کردم دوست داشتین امتحان کنین (امتحانش ضرر نداره)
اگه یه روزی من مردم تو هر پنجشنبه بیا سر خاک من و یه شاخه گل رز قرمز هم بیار تا همیشه یادم بمونه که حتی فرصت دادن اون شاخه گل رو هم بهت نداشتم اما اگه تو مردی (خدانکنه )من فقط یه بار میام سر خاکت ءمیام و یه دسته گله رز سفید رو که با خون خودم سرخشون کردم برات میارم و عاشقونه کنار مزارت جون میدم تا بدونی که...... هیچ وقت تنهات نمیزارم
میدونین قشنگترن گریه اونه که واسه عشقت باشه
امروز میخوام درددل کنم باهاتون یه حرفا و زمزمه هایی که ..... یه نفر خیلی دوست داشتم هنوزم دارم واقعا از ته قلبم عاشقش بودم و هستم اما این راز رو دوسال تمام تو دلم نگه داشتم و به هیچ کسی نگفتم تا اینکه تابستون امسال همون عزیز از من یه خواسته داشت. اون بهم گفت که :دختری که دوسش دارم لو رفته تورو خدا نذار داداشش بفهمه میکشدش از ته قلبش ازم این کارو خواست که زنگ بزنم و خودمو دوست اون دختر معرفی کنم منم که دیدم اینقدر این موضوع واسش مهمه و اینقدر اونو دوست داره هر جور شده بود خواستم که درستش کنم شماره برادر اون دختر گرفتم و با برادره صحبت کردم تا حدودی حرفای منو باور کرد بعدهم شماره خونه دختره رو از برادرش گرفتم و بهش زنگ زدم و گفتم که:اگه تونستی به ...... زنگ بزن داره میکشه خودشو اره من خودم داشتم با دستای خودم عشقم به ی نفر دیگه میدادم چون گفتم اینکار خوشحالش میکنه بعد یه دوهفته ای فهمیدم اون دختر دوستشو واسطه کرده بود تا با عشق من در ارتباط باشن و تنها دلیلی که من میتونستم به ......اس بدم رو با اینکارش برداشت . شبا کارم فقط گریه بود وبس چند ماه بعد چشمم رو روی همه چیز بستم و حرف دلمو به .......... گفتم و فهمیدم که اون از خیلی وقت پیش از رفتار من حرف دلمو فهمیده بود . اره فهمیده بود . ولش سرتونو درد اوردم ببخشید حالا همه چی خوبه و منو اون هم با هم خوشیم (خداروشکر)
سلام این وبلاگ واسه عزیزترین کسی که دوسش دارم و فقط به عشق اون این وبلاگ درست شده همه یزمزمه های من واسه اونه امیدوارم هر جا هست همیشه سالم باشه خدایا خودت منو به عشقم برسون عزیزم سحرت به عشق تو زنده میمونه
ترک کردن آدما آدابی داره تو آدابشو نمی دونستی با ترک کردن من قلبم ترک برداشت
مرا دریاب تو ای تنهاترین شاهد تو ای تنها در این دنیا و هر دنیا بجز تو آشنایی من نمییابم بجز تو تکیهگاه و همزبانی من نمیخواهم مرا دریاب تو میدانی که من آرام و دلپاکم و میدانی که قلبم جز به عشق تو و نام تو و یاد تو نخواهد زد و میدانی که من ناخوانده مهمانی در این ظلمتسرا هستم مرا دریاب که من تنهاترین تنهای بیسامان این شهرم مرا بنگر.. مرا دریاب قسم به راز چشمانم به اقیانوس بیپایان رویایم به رنگ زرد به رنگ بیوفاییها به عشق پاک به ایمانم به چین صورت مادر به دست خستهی بابا به آه سرد تنهایی به قلب مردهی زاغان به درد کهنهی زندان به اشک حسرت روحم به راز سر به مُهر سینهی اسبم اگر دستم بگیری و از این زندان رها سازی برایت عاشقانه شعر خواهم گفت همین یک قلب پاکم را و روح بیقرارم را که زندانیست به تو ای مهربان تقدیم خواهم کرد مرا از غربت زندان رها گردان نگاه بیپناهم بر در زندان تنهایی روح خستهام خشکید مرا دریاب مرا دریاب که غمگینم
ما دو تن خاموش بار قهر کهنهای بردوش باز هم از گوشهی چشمان نمناکت من درون خاطرات روشنت را، خوب میبینم باز هم ای خوب من، یاد همان ایام زیبایی آه میبینم تو هم افسوس آن لبخند شیرین را، به دل داری خوب میدانم تو هم مانند من از قهر بیزاری باورش سخت است بعد از آن همه احساس ناب و پاک من با تو... و تو با من... لب فرو بسته به کنجی قــــهر؟! آه بیش از این، دل را توان بی تو بودن نیست راست میگویم مرا با قهر، کاری نیست اما این شروع از که؟ کلام مهربانی را که آغازد؟ من یا تو؟ سلام آشتی، با کیست؟ و گام اولین را سوی پیوند دوباره و لبخند محبت یا نگاه گرم اول از تو باید یا که من؟ پس بیا با هم برای آشتی یک... دو... سه... بشماریم خب... شروع... یک... دو... وای صد افسوس این سه... بر زبان ما نمیآید ما دو تن خاموش بار قهر کهنه ای بر دوش هردومان مغرور
از غم خبری نبود اگر عشق نبود بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود از آینه ها غبار خاموشی را در سینه ی هر سنگ، دلی در تپش است بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟ از دست تو در این همه سرگردانی |
About
سلااااااااااااااام دوستای گلم تشکررررررررررر از سلیقتون نظر یادتون نررررررررررررررررررررررررررررره
Home
|
آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - مجله شب فارسی - سایت عکس باران